







تصاویر دیدنی جامجم آنلاین از سفینهای بر فراز «خانه خدا»
جام جم آنلاین: شاید باور کردنی نباشد اما به نظر میرسد صحت دارد که یک سفینه شب هنگام بر فراز کعبه - خانه خدا - در مکه مکرمه به پرواز درآمده است.
دکتر فرهاد بابایی از زنجان که سال جاری به حج تمتع اعزام شده و این تصاویر را برای «جامجم آنلاین» فرستاده است، در این باره به خبرنگار ما توضیح داد: «به دلیل علاقهای که به کار عکاسی دارم، شب یازدهم آذرماه – 21 ذیالقعده- به طور اتفاقی از روبروی بازار ابوسفیان در مکه، شروع به عکسبرداری از خانه خدا کردم و چون ورود دوربین به کعبه ممنوع است، تصاویرم را با تلفن همراه گرفتم.»
وی افزود: «هنگام تصویربرداری متوجه سفینه نشدم اما وقتی عکسها را در دوربین نگاه کردم، با شگفتی دیدم در دو عکس از مجموع پنج عکسی که به مدت دو دقیقه از همان محل گرفتهام، تصویر یک سفینه دیده میشود.»
بابایی افزود: برای اینکه مطمئن شوم، فردا در روز روشن به محل عکسبرداری رفتم و مشاهده کردم هیچ ساختمان و یا مکانی در محل قرار گرفتن تصویر سفینه وجود ندارد.
وی عدم وجود سفینه را در چند تصویر بعدی تلفن همراه خود دلیل دیگری بر آن دانست که واقعا چنین دستگاهی در آن لحظه وجود داشته و اندکی بعد محل را ترک کرده است.
بابایی خاطرنشان کرد که به دلیل نورافشانی شدید خانه خدا در شب و انعکاس نور، چنین سفینهای با چشم معمولی و غیرمسلح قابل مشاهده نیست.
این نخستین بار است که چنین موضوعی درباره حضور سفینههای احتمالا اطلاعاتی در مکه مکرمه و خانه خدا مطرح میشود. تاکنون مقامهای ایرانی یا عربستانی در این زمینه مطلبی را مطرح نکردهاند و به درستی مشخص نیست داستان از چه قرار است؟
جامجم آنلاین
چندی قبل مرگ مغزی یک زن ترک موضوع جنجال های زیادی شده بود. علت هم حامله بودن این زن و تلاش پزشکان برای زنده نگهداشتن جنین داخل رحم این زن بود.
ییلدیز آلچ، 26 ساله که شش ماهه حامله بود به خاطر بیماری مننژیت در بیمارستانی درگذشت و پزشکان برای ادامه زندگی جنین، تمام تلاش خود را به کار بردند.
ضمن آنکه یک موضوع هم باعث جهت گیری های مختلف و متفاوتی از سوی افراد مختلف در ترکیه شد و آنهم اینکه شوهر زن نمی خواست بچه به دنیا بیاید و اعتقاد داشت بدون مادر، بچه را نمی تواند بزرگ کند.
پزشکان بیمارستان به یک ماه زندگی بچه در شکم مادر احتیاج داشتند تا بتوانند نوزاد را به دنیا بیاورند و به همین دلیل به حیات نباتی زن مرده دل بستند.
روزنامه ملیت نوشته است که بالأخره این مادر مرده صاحب یک نوزاد پسر شده است.
پی نوشت -
1- گفتنی ست تمام ارگانهای این زن بعد از تولد نوزاد به افراد مختلف نیازمند بخشیده شده است.
2- نمی دانم تا چه حد در دنیای پزشکی این امر رایج است و تا چه حد با اصول اخلاقی سازگاری دارد
سیاستمداران، هنرمندان، چهرههای مشهور همواره سوژه عکاسها بودهاند. عکس بسیاری از آنها در زمانی گرفته شده که شاید متوجه اطراف خود نبوده یا حالتی جالب داشته اند. فرصتطلبی و حضور ذهن عکاس موجب ثبت این صحنهها میشود. در این گزارش تعدادی از عکسهایی که توسط عکاسان خبرگزاری رویترز ازچهرههای مشهور بین سالهای 2003 تا 2006 گرفته و در کتاب رویترز جمعآوری شده، ارایه میشود.
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() |
گهگاه در روی کره زمین موجوداتی آفتابی شده اند که نه تنها موجبات ترس و وحشت ساکنان زمین را فراهم ساخته اند، بلکه مدت ها توجه دانشمندان را بخود جلب کرده اند. مثلا در سال ۱۹۵۳، یکی از روزها، مردم جزیره «کانوی» انگلستان با موجود ناشناخته ای روبرو شدند که تا آن زمان نظیرش را ندیده بودند. این موجود عجیب را از آب بیرون کشیدند و به ساحل آوردند، روی آنرا با علف های دریایی پوشاندند و دوان دوان ماجرا را به مقامات محلی اطلاع دادند.
مقامات محلی نیز به نوبه خود به دنبال کمک فرستادند و دولت انگلیس، کار مطالعه و بررسی پیرامون این موجود جدیدالکشف را به دو جانورشناس، به دقت طور و عرض این موجود افسانه ای را برانداز کردند و از آن عکس گرفتند و سرانجام اعتراف کردند که نظیر این موجود را قبلا ندیده اند. این جانور شگفت انگیز، ظاهرا شبیه موجودات دریایی بود، ولی دست و پای آن به شکلی بود که هرگاه می خواست می توانست به کمک آن روی زمین راه برود. قامت او، هنگامی که روی دوپایش قرار می گرفت، در حدود هفتادوپنج سانتیمتر بود و پوست ضخیمی به رنگ قهوه ای مایل به قرمز داشت.
کله اش بزرگ و چشمانش ورقلمبیده بود. دانشمندان ناچار تنها اندازه او را گرفتند و عکسش را برداشتند و کار دیگری از دستشان برنیامد جز اینکه آن را سوزاندند و خاکسترش را به دریا ریختند. این دانشمندان تصور می کردند که با این اقدام ساده، برای همیشه به معمای جزیره «کانوی» پایان داده اند، در حالیکه واقعیت چنین نبود و موضوع به همینجا خاتمه نیافت. در تاریخ ۱۱ اوت ۱۹۵۴ کشیشی بنام «جوزف اورز» که در ساحل جزایر «کانوی» سرگرم گردش بود، چند کیلومتر بالاتر از محلی که هیولای قبلی پیدا شده بود، با لاشه موجود عجیبی برخورد کرد. کشیش مزبور نگاهی به این موجود انداخت، سپس یکی از افراد جوان را که همراهش بود، دنبال پلیس فرستاد.
این بار نیز لاشه حیوان را کاملا به ساحل کشیدند و دنبال کارشناس فرستادند. موجود قبلی که در ماه نوامبر پیدا شد، در حدود ۷۵ سانتیمتر طول داشت، ولی طول این یکی بالغ بر یکصدوبیست سانتیمتر بود و در حدود دوازده کیلوگرم وزن داشت و بخوبی می شد آن را مورد مطالعه قرار داد. براساس گزارشی که دانشمندان پس از ملاحظه این موجود ناشناخته به دولت بریتانیا فرستادند، مشخصات این جانور به این شرح تعیین شده بود. دارای چشمان درشت و دهانی بزرگ با دندان های تیز و قوی است. این حیوان، مانند ماهی دارای برانشی یا «آب شش» بود. ولی بجای فلس، بدنش از یک لایه پوست صورتی رنگ پوشیده بود که بقول دانشمندان شباهت زیادی به پوست یک خوک جوان داشت. ولی آنچه بیش از هر چیز در این جانور جلب توجه می کرد، دو پای کوتاه او بود که به پنج انگشت کوچک منتهی می شد. انگشت میانی بلندتر و انگشتان دیگر به ترتیب کوتاه تر بودند. اگر علم قادر بود که اینگونه موجودات ناشناخته را شناسایی کند، این گزارش هیچگاه فاش نمی شد.
لیکن برای بسیاری از مردم انگلستان، این چیزها، خاطره شب باورنکردنی فوریه ۱۸۵۵ را بیاد آورد که حومه «دیو نشایر» یک میهمان اسرارآمیز داشت و هیچ بعید نیست چیزی شبیه همان موجوداتی بود که صد سال بعد در سال جزیره «کانوی» پیدا شد. روزنامه های آن زمان نوشتند که جای پاهای کوچکی را روی بستری از برف که شب ۷ فوریه سراسر حومه شهر را فرا گرفته بود مشاهده کرده اند. این میهمان اسرارآمیز، چگونه موجودی بود؟ همه این سوال را می کردند، ولی هیچکس پاسخ قانع کننده ای برای این پرسش نداشت. این حیوان ناشناس، فقط چند جای پا از خود باقی گذاشته بود و نشان می داد که درست وقتی که همه، به خوابی خوش فرو رفته بودند، این جانور مرموز، از روی برف ها گذشته و به آسانی از دیوارها بالا رفته و مدتی بالای بام ها پرسه زده و سپس آنجا را ترک گفته است. اینکه این موجود نامریی از کجا آمده بود هنوز جزو اسرار باقی مانده است. ولی از روی ردپایش، دانشمندان دریافتند که این موجود، راه طولانی در حدود یکصد مایل را از شمال تا جنوب انگلستان پیموده بود!
نخستین بار، یک نانوا متوجه این ردپای عجیب شد و صبح، هنگامی که به مغازه کوچک خود می رفت تا کار روزانه خود را آغاز کند، مشاهده کرد که این ردپاها تا نزدیک مغازه او ادامه یافته، ولی در آنجا به سرعت بطرف راست پیچیده و به سوی یک دیوار آجری رفته است. او از مشاهده این آثار، نگران و وحشت زده نشد، ولی فکر همین موجود ناشناخته که هیچکس آن را ندیده بود، ذهن میلیون ها نفر از مردم انگلستان را در قرن گذشته آشفته ساخته بود. و گروهی که معتقد بودند این جای پاها متعلق به شیطان است. بسیج شدند تا شب ها بیدار بمانند و کشیک بدهند. جای پاها، شبیه جای سم های کوچکی بود که به فاصله ۲۰سانتیمتر از یکدیگر قرار داشت.
روزنامه های معتبر انگلیس، از جمله روزنامه «تایمز» چندین ستون را به درج اخبار مربوط به پیدا شدن یک موجود ناشناس در «دیونشایر» اختصاص دادند. و از سوی مردم، اظهارنظرهای مختلفی درباره این موجود اسرارآمیز ابراز می شد. از جمله جای پاها را به جاندارانی مانند کانگورو، پرندگان و حتی گرگ نسبت می دادند. ولی هیچیک از نظریات آنها درست نبود، زیرا هیچیک از این نظریات با حقایق علمی مطابقت نداشت. دانشمندان درحالی که دستخوش هیجان بودند، این آثار پا را مربوط به دو یا سه موجودی می دانستند که از نظر جانورشناسی در دسته کاملا ناشناخته ای قرار داشتند و خود و دیگران را متقاعد ساختند که این موجودات پس ازعبور از خشکی به دریا گریخته اند و دیگر اثری از آنها برجای نمانده است. به هرحال دانشمندان نتوانستند دریابند که آن رد پاها، با موجودات ناشناخته ای که در سال های ۱۹۵۳ و ۱۹۵۴ در سواحل جزیره «کانوی» دیده شد ارتباط دارد یا نه! بعبارت دیگر معلوم نشد که کشف این موجودات معمای ماجرای اسرارآمیز «دیونشایر» را حل می کند یا آنکه راز دیگری بر اسرار کشف نشده این جهان می افزاید.
عجیب ترین ساختمانهای دنیا
تصاویری از 9 ساختمان عجیب در 9 کشور دنیا